رضا عابدی تراب

http://Rabeditorab.blogsky.com

رضا عابدی تراب

http://Rabeditorab.blogsky.com

انواع سیستم های خط مشی گذاری:


سیستم  خط مشی گذاری فردگرا Unitary: در این نظام ، فرهنگ بر رعایت حقوق مدیریت تأکید می ورزد و مدیریت پدرسالار حاکمیت دارد.تأکید این سیستم بر اهمیت دادن به مرئوسینی است که به جامعه خدمت می کنند. مدیر، مدیریت و مردم اطاعت می کنند.  وچود هر گونه تعارض بعنوان منبع مشکلات شناخته شده و در جهت حذف آن کوشش می شود.در این نظام قدرت رسمی به مثابه تنها منبع مشروع قدرت خط مشی گذاری شناخته می شود. بر تحصیل منافع و تحقق اهداف سازمان تأکید می شود و سازمان به مثابه یک چتر واحد در نظر گرفته می شود. همه اعضای جامعه باید بطور متحد جهت تحقق اهداف تلاش کنند.

سیستم  خط مشی گذاری بنیادی یا رادیکال: طرفداران این مکتب که ریشه در عقاید مارکس دارد ، بر این باورند که از طریق تغییرات اساسی در ساختار جامعه و جابجایی قدرت می توان منافع گروههای محروم را افزایش داد و حفظ کرد.در چنین نظامی؛ منافع متضاد در جامعه جمع می شوند و تضاد شدیدی بین منافع طبقات مختلف جامعه وجود دارد. چنین دیدگاهیگرچه در نهایت منجر به تغییر کل ساختار جامعه می شود و تعارضات فروکش می کنند اما از ویژگی های پنهان جامعه و به صورت آتش زیر خاکستر باقی می ماند.

سیستم  خط مشی گذاری جمع گرا Pluralist : در این نوع سیستم، گروههای متفاوت برای رسیدن به سهم خود در موازنه قدرت ، با هم مجادله و رقابت می کنند و برای تحقق آمال سیاسی خود اعمال نفوذ می کنند. چنین نظام های خط مشی گذاری فضای مناسبی برای خود گرانی افراد فراهم می سازد. رهبران جمع گرا ضمن تأکید بر ضرورت سیاست گذاری در سازمان معتقدند که چون افراد ، منافع واهداف متعددی دارند ، خط مشی گذاران باید برای متعادل کردن و هماهنگ نمودن منافع اعضای جامعه اقدام کنند.این نظام در مقابل تعارضاتی که منجر به بی علاقگی ، رکود، بی احساسی و سایر بیماری های اجتماعی می شود به مقابله بر می خیزند اما از برخی از انواع تعارضات که موجب افزایش یادگیری در فرایند خط مشی گذاری و تغییر و بهبود مستمر می شود استقبال می کنند.در این دیدگاه تعارض به مثابه دریچه اطمینان برای جلوگیری از انفجار عمل می کند.

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.