رضا عابدی تراب

http://Rabeditorab.blogsky.com

رضا عابدی تراب

http://Rabeditorab.blogsky.com

"کله پوک احمق"

 

ادیسون به خانه بازگشت یادداشتی به مادرش داد وگفت : این را آموزگارم داد گفت فقط مادرت بخواند

مادر در حالی که اشک در چشمانش جمع شده بود ؛ برای کودکش اینگونه خواند:
" فرزند شما یک نابغه است واین مدرسه برای او کوچک است آموزش او را خود بر عهده بگیرید "
سالها گذشت مادرش از دنیا رفته بود روزی ادیسون که اکنون بزرگترین مخترع قرن بود در گنجه ی خانه دنبال چیزی می گشت که برگه ای در میان شکاف دیوار توجه اورا جلب کرد ؛آن را درآورده و خواند اینگونه نوشته بود :

" کودک شما یک کودن است از فردا اورا به مدرسه راه نمی دهیم "
ادیسون ساعتها گریست
ودر خاطراتش نوشت :
" توماس آلوا ادیسون کودک کودنی بود که توسط یک مادر قهرمان به نابغه قرن تبدیل شد "

 

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.